عزت الله مولايى نيا همدانى

259

نسخ در قرآن ( فارسى )

مستشرقين قرار گرفته و وقوع « نسخ » را در قرآن ، بلكه در سطح شريعت محمدى انكار كرده ، « استاد رابح لطفى جمعه » از پژوهشگران مصرى « 1 » است ، وى در نقد آراى مستشرقين و دفاع از حريم قرآن و اسلام ، كتاب خود را سامان داده است . و در ضمن آن ، نسخ در قرآن را نيز مورد ترديد قرار داده است . 19 - دكتر محمد خليفه ، از پژوهشگران معاصر مصرى نيز ضمن نوشتن كتاب « الاستشراق و القرآن العظيم » جريان وقوع نسخ در قرآن را به پيروى از ابو مسلم اصفهانى انكار كرده است . البته دكتر محمد خليفه ، در حقيقت منكر « نسخ تلاوت » است و نه اصل وقوع آن در درونمايه و حكم آيات با بقاى تلاوت ؛ چرا كه وى نسخ را به معناى تنقيح قانون « 2 » و القاى ماده‌اى از شوكت و اقتدار و حاكميت تفسير كرده و اين صورت را پذيرفته است . تنها از « نسخ » به اصطلاح اصوليان ، يعنى رفع و ازاله و برداشتن حكم و تلاوت و يا تلاوت تنها ، امتناع ورزيده است . بنابراين ، وى منكر نسخ نيست ، تنها بر روى اصطلاح اصوليان حساس است و گر نه ما هم در انكار نسخ تلاوت در هر شرايط - چه با حكم و چه بدون حكم - با او همسو مىباشيم و نسخ را تنها در حيطهء اختيارات رسول گرامى اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - مىدانيم و بر اين باوريم كه با درگذشت رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - و انقطاع وحى ، ديگر ديوان تشريع و قانونگذارى بسته شده و هيچ كس ديگر حق تشريع ندارد ؛ چنان كه از پيش نيز چنين بوده و تنها رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بود كه حق تشريع داشت . بنابراين ، اگر منظور دكتر محمد خليفه آن باشد كه ما گفتيم ما نيز با وى همسو و هم عقيده مىباشيم « 3 » .

--> ( 1 ) ر . ك : رابح لطفى جمعه ، القرآن و المستشرقون ، نوبت چاپ ندارد ، مصر - قاهره ، مجلس اعلاى شؤون اسلامى ، ( 1973 م ) ، ص 92 - 97 . رابح لطفى از كارشناسان مسائل سياسى جهان اسلام در كشور مصر بوده و شايد مطالعه خوبى در حوزهء قرآن نداشته است . ( 2 ) اين‌گونه تفسير از « نسخ » كه آن را به تنقيح قانون و القاى حاكميت و شوكت و اقتدار آن تأويل بردن ، همان تفسيرى است كه ديگر پژوهشگران منكر « نسخ » جهت فرار از پذيرفتن « نسخ » به مفهوم اصولى آن و پيامدهايش ، آن را به تدريج در تكليف ، تفسير مىنمايند . ( 3 ) ر . ك : دكتر محمد خليفه ، ألاستشراق و القرآن العظيم ، با ترجمهء مروان عبد الصبور شاهين